مجتبى ملكى اصفهانى

125

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

مخصّص و عام كوتاه باشد يا طولانى . مثل اينكه مولا در جمله‌اى بگويد : عالمان را اكرام كن . و در جمله‌ى ديگرى بگويد يا گفته باشد : عالمان فاسق را اكرام نكن . مخصّص منفصل لبّى مقصود از مخصّص منفصل لبّى ، آن مخصّصى است كه از جمله‌ى ادلّه‌ى لفظى نيست و همراه و مقرون و چسبيده به عام نيز نيست و شامل سيره ، اجماع و قطع بر خلاف عام مىشود . « 1 » مثلا صد تازيانه به عنوان مجازات براى زن يا مرد زناكار معيّن شده است ولى همه‌ى علما اتّفاق نظر دارند كه اگر برده و عبدى مرتكب زنا شود ، مجازات او پنجاه تازيانه خواهد بود . مخصّص منفصل لفظى مخصّص منفصل لفظى ، آن مخصّصى را گويند كه لفظى بوده و همراه و متّصل و چسبيده به عام نباشد بلكه در كلام ديگرى به صورت مستقل ، قبل يا بعد از عام آمده باشد . مراتب حكم مرحوم آخوند خراسانى ( ره ) معتقد است كه حكم داراى چهار مرتبه است : 1 - مرتبه‌ى اقتضاء : در اين مرتبه ، ملاك و مصلحت حكم تحقّق مىيابد و به عبارت ديگر : ملاك و مصلحت فعل مورد تأييد مولا قرار مىگيرد . البتّه مرحوم آخوند خراسانى ( ره ) معتقد است كه نام‌گذارى اين مرحله به حكم ، از باب تسامح است . 2 - مرتبه‌ى انشاء : در اين مرتبه است كه قانون وضع مىشود و مولا آن حكم خود

--> ( 1 ) - المحصول سبحانى : 1 / 488 .